داستان از آنجایی شروع میشود که راوی کارهای عجیب دوستش، ویلیام لگراند را بازگو میکند که به سوسک طلایی که او کشف کرده، دوخته میشود. وسواس لگراند با این حشره، او را به رمزگشایی یک پیام مرموز سوق میدهد که در نهایت او و همراهانش را به گنجینه پنهانی که در جزیرهای دورافتاده دفن شده است، راهنمایی میکند. در طول راه، پو پازلها، کدها و رمزها را معرفی میکند که از آن زمان به دلیل طراحی پیچیدهشان مورد تحسین قرار گرفتهاند. با این حال، جستوجوی گنج به تنش روانی که با نامنظمتر شدن رفتار لگراند ایجاد میشود، عقبنشینی میکند. تسلط پو در تعلیق آشکار است زیرا گنجیابی به مجموعهای از لحظات حسابشده و پرتنش تبدیل میشود که اغلب با نشانههایی از خطر و عدم اطمینان همراه است. همانطور که لگراند و همراهانش به گنج نزدیکتر میشوند، داستان به نبرد عقلانیت در برابر شانس تبدیل میشود، با ماهیت رمزآلود پازل که رضایت فکری را به خوانندگان ارائه میدهد.