مارکوس، یک تامین کننده گوشت انسان، با این جامعه جدید درگیر شده و به خاطر ضررهای شخصی خود شکنجه می شود. مارکوس که در کارخانه فرآوری محلی کار میکند، به کشتار انسان ها میپردازد، اگرچه دیگر کسی آنها را چنین نمینامد.
نویسنده این رمان خاطرات هراسناک دوران مدرسه شخصیت ها را با وقایع دوران بزرگسالی شان پیوند زده و حال و هوایی خلق کرده است که زمینه پررنگ هراس در هر لحظه اش دیده می شود
جین، دختری بی خانمان و فقیر در مواجهه ای کاملا اتفاقی با مرد رویایی اش از خانه ای اعیانی در محله ای مرفه سر در می آورد و وارد زندگی آدم هایی می شود که هیچ شناختی از آنها ندارد