خاطراتی که نویسنده در این کتاب با قلب و خون خود به نگارش درآورده درباره دوزخی است که به وسیله فاشیسم سرخ در سده بیستم در دنیای ما به وجود آمد. جهنمی که بر سر هر کسی که نظریه بلشویسم را باور نداشت، هر کسی که صادق بود و به مردم خود خدمت میکرد آوار شد. برچسب ضد خلق» به سالخوردگان بیماران کودکان و دانشجویان زده میشد. بنابراین رویدادهایی که در این جا می خوانید اتفاقی و منحصر به فرد نیستند بلکه سرگذشت هزاران جوان لیتوانیایی و خانواده های آنهاست.
آن دوزخ تنها به خانواده های لیتوانی محدود نشد و مردمی از کشورهای مختلف را در خود سوزاند. بنابراین متن ویژگی چند ملیتی دارد و همین نکته مشوق من برای ترجمه آن به زبان بین المللی بی طرف اسپرانتو شد تا به افراد و خواننده هایی در جای جای جهان با زبانهای ملی گوناگون معرفی شود. شاید آنها بهتر پی خواهند برد که چرا اکنون مردم لیتوانی دوباره متولد شده و قاطع تر برای استقلال خود می جنگند.