رمان «خار و میخک» زندگی فردی به نام احمد را که در اردوگاه آوارگان به دنیا آمده روایت میکند. این کتاب ۳۰ فصل دارد و احمد در هر فصل درگیر موضوعی در اردوگاه میشود و بخشی از زندگی آوارگان فلسطینی را توصیف میکند. یکی از مسائل مهم مطرح شده در این رمان زندگی برخی آوارگان فلسطینی است که مجبور به کار برای اسرائیلیها هستند. این موضوع واکنش دوگانهای در میان مردم فلسطین دارد؛ بعضی کار برای اسرائیلیها را فرصتی برای بهبود شرایط زندگی خود و خانوادهشان میدانند اما برخی دیگر کار برای کارفرمایان اسرائیلی را خیانت به مردم فلسطین عنوان میکنند.
هر کدام از شخصیتهایی که در این رمان زندگی آنها روایت میشود درگیر انتخابهایی میشوند. یکی دیگر از روایتهای این رمان ماجرای جوانانی است که تصمیم میگیرند برای ادامه تحصیل راهی مصر شوند. رد شدن آنها از ایست بازرسی سربازان اسرائیلی و نگرانی و انتظار مادرانشان بخشی از صفحات این کتاب را به خود اختصاص داده است.
سنوار در «خار و میخک» در پی آن است تا نشان دهد که ناگزیری پیدا کردن راهی برای منبع درآمد در میان کارگران فلسطینی و کار کردن آنها برای اسرائیلیها باعث تغییر ذائقه و شیوه زندگی و همچنین بالا رفتن کیفیت زندگی خانوادههای فلسطینی شده است. همین موضوع چریکهای فلسطینی را وادار کرده تا کارگران را عامل دشمن اشغالگر معرفی میکنند.
یکی از فصلهای این کتاب هم به دانشگاه رفتن قهرمان داستان اختصاص دارد. احمد در دانشگاه به یکی از همکلاسیهایش علاقمند میشود و تصمیم میگیرد موضوع را با کسی در میان نگذارد و پس از فارغالتحصیلی به خواستگاری دختر جوان برود.