قهرمان "خسیس" مردی است هارپاگوننام و در تمام آثار مولییر قیافهای که به اندازۀ قیافۀ این مرد خسیس زنده و جاندار و هولانگیز باشد وجود ندارد و با آنکه در هر سطر و هر جملۀ این نمایشنامه کاملاً محسوس است که سر تا پای مولییر در مقابل خست و لئامت هارپاگون از یک حس تنفر و انزجار آمیخته با ترحم میلرزد...
«فلسفه تاریخ ادبیات» را میتوان دانشی تعریف کرد که به نحوه اندیشیدن مورخان ادبی میپردازد. من در این کتاب به طرز اندیشیدن تذکرهنویسان و مورخان ادبی میپردازم.
تنهایی پرهیاهو روایتی لطیف و خندهدار پیرامون مردی ساکن ایالت پلیس چک است که مدت سیوپنج سال را مشغول پرسکردن کاغذها و کتابهای باطله است. او طی این مدت از طریق کتابهایی که با آنها در تماس بوده به جایی رسیده است که دیگر نمیتواند بهطور واضح تشخیص دهد که کدام یک از افکارش واقعا متعلق به خود اوست و کدام یک از کتابهایش برآمده. مرد بسیاری از کتابها را از فک پرس هیدرولیک نجات داده و حالا خانهاش تا پشت بام پر است از کتابهای نجاتیافته. او همزمان نابودکننده و ناجی کتابهاست. هنگامی که یک پرس خودکار کار مرد را بیهوده میکند، او راهی ندارد جز فرورفتن در اعماق آبها و یا نجات کتابها. این کتاب هیاهویی عجیبوغریب و جشنی است علیه سانسور، ستم سیاسی و... .