«انسان طاغی» پراهمیتترین و در عین حال، نامکشوفترین نوشتهی فلسفی متفکّری است که در «خشم و هیاهو»ی دورانی که فکر «وجدان انسانی» را فکری زاید شناخته و «پیروزی« را به جای آن نشانده، همواره دغدغهی «وجدان انسانی» داشته است.
بر میز کار فیلسوف، در کنار اشیایی که در قالب ظواهر و صورت هایشان اسیرند، و در جوار کتاب هایی که به کندی آموزش می دهند، شعله شمع، اندیشه های بی حد و حصری به ذهن خطور میداد و تصاویری بی کران بر می انگیخت.
جوان هوشمند به دیگر جوانان سفارش می کند که جان و تن خود را در مقابل نورهای مصنوعی نسوزانند. فریاد میزند درون این نورها هیچ شناخت و معرفتی پیدا نمی شود، معرفت حقیقی جای دیگری است!