داستان گیله مرد حکایت زندگی دهقانی روستایی است که در جنگل های گیلان اتفاق می افتد. او یک مبارز شورشی است که علیه ستم های حاکم قیام کرده و همسر او به دست ماموران کشته شده است. داستان در دو بخش بیرون و درون اتفاق می افتد. بخش بیرون از تعاملات دو ماموری که گیله مرد را به پاسگاه می برند تشکیل شده که یکی از آن ها بد ذات است و با کنایه و توهین گیله مرد را می آزارد. دیگری اما ساکت است و زندانی را در سکوت همراهی می کند. این خاموش بودن مامور دوم خود برای گیله مرد آزار دهنده است.
بخش درونی رمان درون ذهن گیله مرد سپری می شود و به افکار او درباره ی صغرا، همسر محبوبش که بی گناه کشته شد و طفل شش ماهه ای که با مرگ مادر در کومه جا مانده و سرنوشت نامعلومی دارد، می پردازد. افکار گیله مرد بین گرفتن انتقام صغرا و پیدا کردن راه فرار برای بازگشت پیش فرزندش در جریان است.