جاسوسهای زبان بستهی من
گنجشکانی که رد تو را دیروز
درخت به درخت
و خیابان به خیابان
دنبال کردهاند
خدا میداند چه دیدهاند
که جیکشان دیگر
در نمیآید.
عباس صفاری، شاعر سرشناس، مترجم و محقق، متولد ۱۳۳۰، شهر یزد است. در سال ۱۹۷۶ به لندن رفت و پس از دو سال به امریکا نقل مکان کرد و در رشتهی گرافیک و تبلیغات به تحصیل پرداخت. پس از آن تحصیلاتش را در رشتهی هنرهای تجسمی در دانشگاه ایالتی لانگبیچ ادامه داد. از آثار مهم او میتوان به مجموعه شعرهای: «دوربین قدیمی»، «کبریت خیس»، «خنده در برف»، «تاریکروشنا»، «مثل جوهر در آب»، و ترجمههای: «کوچهی فانوسها»، «کلاغنامه» و «عاشقانههای مصر باستان» و... اشاره کرد.