زونل دیگر در این اثر نفرتی با منشأ خانوادگی را روایت می کند که افسار گسیخته پیش رفته و زنجیره وار مصیبتهای متعددی را رقم می زند و زندگی ها را از هم فرو میباشاند.
وقتی دلت می گيرد، وقتی که می بينی کوهی از مشکلات روی سرت ريخته و وقتی که احساس می کنی به بن بست رسيده ای و راهی برای شادی و آرامش نيست،می توانی به اين فکر کنی که يک نفر تو را دوست دارد.
وقتی دلت می گيرد، وقتی که می بينی کوهی از مشکلات روی سرت ريخته و وقتی که احساس می کنی به بن بست رسيده ای و راهی برای شادی و آرامش نيست،می توانی به اين فکر کنی که يک نفر تو را دوست دارد.