دونالد مارگو لیز با هنر کم نظیر خود در نمایشنامه ((ندیده)) با داستان گویی، شخصیت های جذاب اما آسیب پذیر خلق کرده است، که در زندگی به گم گشتگی رسیده اند.
جاناتان ابرستاره دنیای نقاشی و شخصیت اصلی این نمایشنامه، دچار بحران هویت شده است و هدف راستینش را در دنیای هنر گم کرده است. به این امید که بتواند شور و اشتیاق روزهای جوانی و خویشتن از دست رفته اش را بازیابد، در سفری به دیدن پاتریشیا، عشق قدیمی اش می رود. این ملاقات نامنتظره ، سبب می شود که زخم های کهنه سرباز کند، ناگفته ها به زبان آیند، خاطرات قدیمی زنده شوند و عشق و نفرت، شادی و اندوه، امید و افسوس بار دیگر به سراغ آدم ها بیاید. گذشته را زیر و رو کند و حالشان را دگرگون سازد.