ادبیات روشنایی است و رهایی داستان پیوسته خویش را از چیزی می انبارد که زندگی است هم و هم است و هم واقعیت... این گونه است که داستان بخشی از زندگی میشود و زندگی همواره قسمتی از داستان باقی میماند.
آسمان لاجوردی، باغچه سبز و گلهای روی تپه باز شده، نسیم آرامی بوی گلها را تا اینجا میآورد، ولی چه فایده؟ من دیگر از چیزی نمیتوانم کیف بکنم. همه اینها برای شاعرها و بچهها و کسانی که تا آخر عمرشان بچه میمانند، خوبست...