سه روز بعد وقتی مغولها به نزدیکی صددروازه رسیدند، شهر خلوتتر از همیشه بود. شمار زیادی از مردم شهر را ترک کرده بودند، اما بااینوجود تعداد سربازهای روی دیوارها بیشتر شده بود. حالا حتی پیرمردها و نوجوانها هم سلاح به دست گرفته، آماده دفاع از شهر بودند. در این میان منوچهر و روبین به دور از غوغای روی دیوار که هرکس به کاری مشغول بود، در گوشهای با یکدیگر خلوت کرده بودند و درباره نقشهای که با هم ریخته بودند گفتوگو میکردند.