پرسش از هرآنچه هنوز نیامده، از چیزی که پیش روست و هنوز نمیدانیم که چیست و چگونه است، چنان سرشار از همهی نادانی ماست که هربار تلاش برای فهم چیستی و چرایی و حقیقت آنچه رخ خواهد داد، گویی بیشتر درون مغاک عظیمی فرو میبردمان
رمان معمائی-ماجرایی «تابان، برج استخوان» مخاطبش را به سفری رازآلود میبرد. سفری که در آن، بازشدن هر گره گرهی جدید بهدنبال دارد؛ و هیچکس و هیچچیز آنچه مینماید نیست.
مؤلـف به تحلیل روحیات و شخصیت نویسنـدگان توجهی خـاص دارد و از همیـن رو است که خواننده در پایان کتاب احسـاس میکند نویسندهی مطرحشده برای او نه فقط یک نام مشهور که شخصیتی آشنا است.