فیت و خانوادهاش به جزیرهای دورافتاده نقلمکان ميکنند. کمی بعد پدر فیت در یک حادثهی مشکوک جانش را از دست میدهد. فیت دفتر خاطرات پدر را پیدا میکند و متوجه میشود درختی وجود دارد که در ازای دروغ، حقایق و رازها را فاش ميکند...
در داستان "عمیق و تاریک و خطرناک" الی به مین میرود تا تابستان را کنار خاله و دخترخالهی چهار سالهاش، اِما سپری کند. همه چیز به نظر درست میرسد تا اینکه سروکلهی دختری بداخلاق به نام سیسی پیدا میشود...