به دهکده «تریپاینز» خوش آمدید؛ جایی که بیرحمترین ماه سال، در آستانهی تحقق تهدیداتش است. اینجا بهار است، در این دهکدهی کوچک و فراموششده؛ جوانهها بر درختان روییدهاند و اولین گلها با دشواری از خاکی که تازه یخ و برفش آبشده سر برمیآورند. ولی سرنوشت هر چیزی، بازگشت به زندگی نیست…
اندرو برو که عاشق داستان نویسی و خلق قصه هایی تخیلی با پایانهای تلخ است. پس از سپری کردن تعطیلات تابستانی در زادگاهش استرالیا برای گذراندن سال آخر تحصیل به آکادمی شبانه روزی و یک رود باز می گردد.
کتاب مردگان عمارت بیست و پنجم داستان خون آشامی است که با دیدن زخمی کوچک، پوستی خراشیده، یا بوی خون از خود بی خود می شود و به حیوانی درنده تبدیل می شود.