داستانهای این کتاب بر محور از دست دادن می چرخد. هر یک از شخصیتها در کشاکش رویدادها و مواجهه با احساسات و عواطف خود و دیگران با بهایی هرچند سنگین نفس کشیدن زیر آب را می آموزند....
تایتانها همچنان سایهوحشت بر شهر انداختهاند، ریتا و ماتیاس هر یک در مسیری جداگانه با سرنوشت خود روبه رو میشوند. آیا ارادهی آنها برای بقا آنها را دوباره به هم خواهد رساند؟
چیزی نمانده بود شکست بخورند. همه این را میدانستند. صف گاریها تلقتلوقکنان از بخش داخلی گذشت و ابری از گردوغبار از خود به جای گذاشت. چند ده گاری در اطراف به چشم میخورد. تعداد کل آنها حتی از این هم بیشتر بود. نه… بخش داخلی نه. اینجا دیگر بخش داخلی به حساب نمیآمد....
"انقلاب کوهستانی" رمانی پر از ماجراجویی خطر و البته کمی بیعدالتی است. رمانی برای نوجوانهایی که دوست دارند مسیرهای پرپیچ و خم و جذاب بزرگ شدن را در ماجرایی خیالپردازانه ببینند. گاهی غافلگیر بشوند و گاهی از خودشان بپرسند اگر جای بچههای خانوادهی سانتاندر بودند برای نجات شهر چه کاری از دستشان برمی آمد؟