کتاب "اتاق شماره 6" با بیان دغدغههای چخوف در رابطه با نگاه جامعه به بیماران روانی، داستانی تکاندهنده دربارهی معنای هستی بشر را به مخاطبین ارائه میکند.
کاندید پرسید: «حقیقت دارد که مردم همیشه در پاریس خنداناند؟» کشیش پاسخ گفت: «بله، اما از روی دلخوری و عصبانیت؛ چون مردم با قهقهههای بلند از همه چیز مینالند. اینجا حتی نفرتانگیزترین کارها را با خنده انجام میدهند.»
با این که زندگی اسپینوزا کوتاه بود و او بدون امکانات و در انزوا عمر خود را سپری کرد، این متفکر بزرگ و جریانساز موفق به خلق آثاری شد که بدون شک مسیر تاریخ را عوض کردند.
کتاب "ملکان عذاب"، در نگاه اول رمانی تاریخی از چند نسل است که روایت میشود، ولی از زیر لایه متن درمی یابیم که شاید قصد نویسنده این نبوده و او به دنبال طرح سوالی بزرگتر در ذهن مخاطب است...