ولگرد دوباره شروع کرد به پرسه زدن در تاریکی شهر به مقابله با بدی و پلیدی می رفت و در هر گوشه و بر سینه هر دیوار واپسین سخن را می نوشت: «هر جا که دلبر است دل ما روانه آنجاست.»
مند و ماهیگیر و صیاد مروارید است. او یکه و تنها به دریا می رود تا شاید پری دریایی را ببیند. یک روز عاقبت او را می بیند و هر دو به هم دل می بازند ولی...