آمد و نشست توی آینهبندان چشمهای من. نه لب ساحل بودیم که نسیم بچرخد توی موهایش نه کنار شمشادها که من برایش توی دلم شاه شمشادقدان را ضرب بگیرم و نه صدای مرغهای دریایی میآمد. ما در دهان مرگ به زندگی فکر میکردیم.
«کافه کارجین» سومین رمان نویسنده از سهگانهی «کافه وصال» و «عاشک کافه» است. «کافه وصال» در تهران و «عاشک کافه» در استانبول و حالا «کافه کارجین» در مسقط.