مند و ماهیگیر و صیاد مروارید است. او یکه و تنها به دریا می رود تا شاید پری دریایی را ببیند. یک روز عاقبت او را می بیند و هر دو به هم دل می بازند ولی...
میتوانستم تمام ساختمانهای این شهر را ببلعم، میتوانستم همهچیز را ببلعم، آسمان را، جنازۀ شبح را، دروغ را، حقیقت را، دریا را. گرسنۀ چیزی بودم که نامی نداشت.
رمان «خانهای در شن» ماجرای نبرد بین قاچاقچیان و مقامات گمرک در مرز فرانسه است و در عین این که تا حدی درونمایهای خشن دارد به طور موازی داستانی عاشقانه نیز روایت میکند...