رمان خیرگی با رویای یک زن آغاز میشود که یک بالون در حال پرواز را در آسمان می بیند. بخشی از رمان محرم قصه زنی چاق و مردی لاغر اندام و کوتاه قد است که با همه تناقض هایشان در تلاشند دور از چشم مردم زندگی بی سر و صدا و آرامی داشته باشند. داستان در چند بازه زمانی در استانبول سیبری و فرانسه اتفاق می افتد.
یک ارتباط موضوعی میان رویدادهایی که در این مکانها اتفاق می افتد وجود دارد و در همه آنها، الیف شافاک محرمیت و رازی را زیر ذره بین قرار داده که دیگران آن را پایمال کرده اند از نگاه او چیزهایی وجود دارند که نباید دیده شوند این رازهای بزرگ میتوانند اسرار آفرینش رازهای شخصی زندگی افراد حریم خصوصی اشخاص باشند.