مغز انسان علاوه بر اینکه میتواند دنیای اطرافش را بشناسد، میتواند دنیای خودش را هم بشناسد؛ مثلا اینکه چهکار میکند، گذشته را از نو زنده میکند، خواب میبیند، زمان را ادراک میکند، زیبایی و عشق خلق میکند، توهمهای گوناگونی مثل رنگها، احساسها، «من» و ارادهی آزاد میسازد، آگاهی، تجربههای نزدیک به مرگ و غیره میسازد.
مغز انسان علاوهبر اینکه میتواند دنیای اطرافش را بشناسد میتواند دنیای خودش را هم بشناسد؛ مثلا اینکه چهکار میکند، گذشته را از نو زنده میکند، خواب میبیند، زمان را ادراک میکند، زیبایی و عشق خلق میکند، توهمهای گوناگونی مثل رنگها، احساسها، «من» و ارادهی آزاد میسازد، آگاهی، تجربههای نزدیک به مرگ و غیره میسازد.
مغز انسان علاوهبر اینکه میتواند دنیای اطرافش را بشناسد میتواند دنیای خودش را هم بشناسد؛ مثلا اینکه چهکار میکند، گذشته را از نو زنده میکند، خواب میبیند، زمان را ادراک میکند، زیبایی و عشق خلق میکند، توهمهای گوناگونی مثل رنگها، احساسها، «من» و ارادهی آزاد میسازد، آگاهی، تجربههای نزدیک به مرگ و غیره میسازد.
در این کتاب یالوم با ظرافت و بینشی کمنظیر ما را به درنگ درباره زندگی، مرگ، عشق و پیوندهای انسانی دعوت میکند. آیا میتوان با پذیرش اضطرابهای وجودی به آرامش و آزادی درونی رسید؟ ساعت دل پاسخی است به این پرسشها. روایتی الهام بخش که ذهن و دل را هم زمان به تپش در میآورد.
بسیاری از ما در نقشها و روابطمان در چرخههای خود تخریبی و تصمیمات اشتباه در الگوها و تلاشهای نادرست برای شاد بودن یا حتی تعلق داشتن به چیزی، احساس نارضایتی یا به دام افتادن میکنیم...