داستان از تقابل بین این دو فضا و فاصلههای بین هر فصل شکل میگیرد. زوهر به معنای فدیه دادن است و شاید بتوان گفت راوی باید برای یکی کردن این دوگانه خود را در آستانهٔ آن قربان کند.
«تهِ تهش، یک روز همان به وقت جوانی، جایی پشت میز کارت در آن میانهها یا مویسپیدکرده و تکیهزده برنیمکت یک پارک، یکهو به سرت میزند که اتفاقی در کار نبود.»