در نمایشنامه ی طوفان تندری اگوست استریندبرگ بار دیگر آن جهان آشفته و تمدار انسانی را به تصویر می کشد که امضای همیشگی اوست. استرینه برگ نمایشنامه نویس زمان پرداز و جستارنویس سولدی در کارنامه گسترده اش از پدر و عیسی زولی تا "اعترافات یک دیوانه و رقص مرگ، همواره کاونده ناآرامی های روان مناسبات قدرت و فرورفتگی انسان در لایه های پنهان وجود بوده است. آثار او که اغلب مرز میان ناتورالیسم و اکسپرسیونیسم تو خاسته ای اوایل قرن صراحت جسارت و بی پروایی شان در نشان مادن امر تراژیک در بیستم را در هم می زندگی روزمره هم های تئاتر مقرن به شمار می آیند...
هیچ گاه پایان، پایان نمی پذیرد. در جایی که گویا همه چیز به پایان میرسد دوباره از نقطه ای نامعلوم میلی برای آغاز سر برمیدارد. از دل پایان، آغاز پاجوش میزند و لحظه آغاز نقطه طلیعه آزادی در کردار و گفتار است...
در این مجموعه خواننده با یکی از تأثیر گذارترین صداهای ادبیات روس آنتون پاولوویچ چخوف روبه روست : نویسنده ای که توانست با کمینه گویی ایجاز سنجیده و نگاهی سرشار از همدلی زندگی روزمره را به صحنه نمایش بیاورد و از دل خاموش ترین لحظه ها عمیق ترین حقیقت های انسانی را آشکار کنند چخوف در آثارش نه به سال قهرمانان سترگ است و نه فراز و فرودهای پرهیجان قلم او سبکبار دقیق و در عین حال زرف است و جهانش از مکت ها سوتفاهم ها امینهای ریز و شکست های بر می شود.
نمایشنامه ی ستونهای جامعه از دو جنبه دارای اهمیت ویژه است و نقطه ی شروعی برای ایبسن محسوب می شود نخست آن که وایسن در این نمایشنامه برای اولین بار مسائل اجتماعی را طرح میکند و سپس آن که این نمایشنامه اولین اثر او به زبان نثر است.