کتاب بندر پنهان نوشته ماریا اورونیا، داستانی جنایی معمایی است که در ناحیه ساحلی کانتابریا در شمال اسپانیا میگذرد. داستان با شخصیتی به نام اولیور آغاز میشود، مردی انگلیسی که پس از تجربهی مشکلات خانوادگی، ویلایی قدیمی به نام «ویلا مارینا» را به ارث میبرد. او هنگام بازسازی خانه، در دیوار زیرزمین به جسد یک نوزاد برمیخورد؛ کشفی که آغازگر زنجیرهای از اتفاقات مرموز و چندین قتل در شهرهای اطراف مانند سوآنسس، سانتاندر و سانتیلانا دل مار میشود. این حادثه پای پلیس محلی و نیروهای گارد مدنی را به ماجرا باز میکند و تحقیقات به تدریج به گذشتهای فراموششده گره میخورد.
رمان در دو خط زمانی موازی روایت میشود: یکی در زمان حال که اولیور و مأموران درگیر حل معما هستند و دیگری در دهههای گذشته، در دوران جنگ داخلی اسپانیا. در بخش گذشته، داستان خانوادههایی بازگو میشود که درگیر وقایع جنگ و پیامدهایش بودهاند؛ رنجها، خیانتها و انتخابهای آنها، تأثیری مستقیم بر اتفاقات زمان حال دارد. این دو زمان در پایان به هم میرسند و نشان میدهند چگونه زخمهای تاریخی میتوانند در زندگی نسلهای بعد تکرار شوند.