نامهای از شخصی ناشناس به دست هرکول پوآرو میرسد و به او میگوید که در روز بیست و یکم ماه منتظر یک معمای جدید باشد. اسکاتلندیارد نامه را جدی نمیگیرد اما صبح روز بیست و دوم خبر میرسد که آلیس آشر در انداور با بیرحمی به قتل رسیده و یک نسخه از راهنمای الفبایی قطارهای مسافربری با صفحات باز روی پیشخوانی در نزدیکی جنازه پیدا شده. یک ماه بعد پوآرو نامۀ نگرانکننده دیگری دریافت میکند که در آن نوشتهشده منتظر قتلی در بکستونانسی باشد....
فلامینگو در این داستان، ناراحت است و دوستانش به او کمک میکنند تا غم را از یاد ببرد. دختر و سیب زمینی به او میگویند که این احساس طبیعی بوده و آنها هم گاهی به ناراحتی دچار میشوند...
زائرمحمد جوانمرد تنگسیری است که زندگی سادهای دارد. خانواده دوست است و بسیار پاک زندگی میکند اما سرمایه و پولهایش را برخی از مردم شهرنشین بندر خوردهاند و او میخواهد که از آنها انتقام بگیرد...
در ژرفای کوه های آرام، آمایا، پس از طوفان برفی سهمگینی که او را بی پناه رها کرده، در پی یافتن پدر و مادرش سرگردان است تا این که با گرگی خردمند رو به رو می شود، گرگی که در سفری ناشناخته و فراموش نشدنی هم قدم و راهنمای اوست.