با پیدایش و پیشرفت شاخه های مختلف دانش روان شناسی شناخت دقیق تری از رفتارهای آدمی به دست آمد. از این رهگذر روان پزشکان و روان درمانگران توانستند به کسانی که از بیماریها و اختلالات در رنج بودند کمک کنند با شناخت بهتر هوش و استعداد و راههای موفقیت نیز بسیاری از مردم از این موهبت برخوردار شدند با وجود تمام این پیشرفتها عموم مردم لزوماً عاری از رفتارهای آسیب زا نشدند. به نظر می رسد آن چه باید بیشترین توجه دانشمندان را جلب میکرد خردورزی آدمیان بود بسیاری از مردم باهوش که یک اختلال درونی را نیز تجربه نمیکنند رفتارهای دردسرساز زیادی برای خودشان رقم میزنند. انگیزه ی نوشتن این کتاب خدمتی کوچک برای شناخت رفتارهای خردمندانه در برابر رفتارهای نابخردانه است.