در کتاب "باغ استخوان" میبینیم که ایرل همیشه تلاش میکند تا رضایت خانم وسپر را جلب کند. با این حال او هیچوقت از ایرل راضی نیست. ایرل اشتباه نابخشودنیای میکند و یکی از موجودات هولناکی را که خانم وسپر خلق کرده نابود میکند...
رمانی گرم و تأثیرگذار از زندگی پسری که در زندان به دنیا آمده، اما ماجراهای کلیشهای که در آثار مشابه معمولاً اتفاق میافتند، مثل خشونت، در آن دیده نمیشود. معنای واقعی صداقت، عدالت، قضاوت درست و حس مسئولیتپذیری از مفاهیم اصلی این رمان است؛ و اینکه «خانواده» میتواند به هر شکل و اندازهای باشد.
شاهزاده سیلی از ماجراجویی اخیرش صحیح و سالم برگشته و خانه ی جادویی اش دوباره همان جایی است که به آن تعلق دارد ولی جادوگر ارکرایت شرور از سیاه چال فرار میکند و داخل قصر گم میشود.