کتاب مرگ ایوان ایلیچ، نگاهی بسیار جذاب و گاهی اوقات دلهره آور به پرتگاه مرگ است و علاوه بر این، به مخاطبین نوید می دهد که می توان در هر لحظه از زندگی به آرامش روحی و معنوی رسید.
آرنت خود در پیشگفتار کتاب شرح می دهد که به هنگام بازنویسی کتاب به آلمانی تغییراتی از تکمیل تا حذف اعمال کرده است، بدون آن که در ساختار کلی کتاب دست برده باشد.
این کتاب به شکل یک دفتر خاطرات از مشاهدات است که بین نوامبر 2012 و اکتبر 2013 در مورد بازدیدهای نویسنده از هایپرمارکت های مشهور. نویسنده با تجربه خود زندگی در سوپرمارکت ها را بازگو می کند، آنچه را که می بیند، می شنود، می فهمد یا فکر می کند می نویسد...
داستان این رمان به دو شخصیت دوست داشتنی می پردازد که دست تقدیر، زندگی هایشان را به هم گره زده است: تاجری خرده پا در پرو به نام فلیسیتو یاناکه که قربانی باج خواهی می شود؛ و صاحب موفق یک شرکت بیمه در لیما به نام اسماعیل کاررا که نقشه ای می کشد تا از دو پسر تنبل خود که آرزوی مرگش را دارند، انتقام بگیرد...