نیهان به اتاق کار بابایش میرفت و اشیای روی میزش را یکی یکی نگاه میکرد مدادها دفترها عکسها کاغذهای یادداشت چراغ مطالعه و کلی وسایل دیگر که روی میز او بودند.
آن روز روی میز بابا چیزهای جدیدی دید یکی از آنها نقاشی برادرش بود که در مدرسه کشیده بود و دیگری جایزه موسیقی خواهرش بود نیهان وقتی آنها را دید دلش میخواست که چیزی مربوط به او هم روی میز پدرش باشد.
آن چیز باید به اندازه یک جایزه با ارزش و به اندازه ی یک نقاشی حاصل زحمت و تلاش خودش باشد اما چه چیزی باید درست میکرد؟
کتاب میز بابام داستانی رنگارنگ و صمیمانه است که اهمیت راههای ابراز محبت روابط بین اعضای خانواده و هدیه های سرشار از عشق را که حاصل تلاش و هنر دست است و نه یک هدیه آماده و بی روح خاطر نشان میکند.