داستان رمان سه دلار در ملبورن اتفاق میافتد. ادی هرنووی، یک مهندس شیمی است که زندگی کوچک و سادهای دارد. او صاحب یک فرزند است و همسری که بهرغم تحصیلات دانشگاهی در رشته علوم سیاسی نمیتواند کاری برای خود پیدا کند. ادی که به طبقه متوسط شهری تعلق دارد و در همین طبقه هم متولد شده، هر روز شاهد ازبینرفتن این طبقه و سقوط به خطر فقر است. او یک دوست از دوران کودکی دارد؛ دختری به نام آماندا که از طبقه مرفه جامعه است و آنها طبق یک قرار همیشگی، هر نُه سال و نیم یکبار یکدیگر را ملاقات میکنند. بار آخری که آنها میخواهند یکدیگر را ملاقات کنند، ادی که مدتیست از کار اخراج شده متوجه میشود که فقط سه دلار پول دارد...