در «مدارگرد»، شش فضانورد در کابین فشرده ایستگاه فضایی بینالمللی، طی ۲۴ ساعت، شانزده طلوع و غروب زمین را نظارهگرند و میان هیجان کاوش و تنهایی مطلق سرگرداناند. هر فصل مانند یک مدار کامل زمان را به بازی میگیرد و گذشته و حال را در هم میآمیزد گویی لحظهها در خلا معلق ماندهاند.
فکر کردن به زندگی غمگینم میکند و تجسم روزگاری که در آن متولد شدهام غمگینترم میسازد. دنیا آنقدر هولناک است که یک ربات هم بتواند در آن کابوس ببیند. من دنیا را دیدهام، من گذشته را دیدهام...