اتفاقات عجیبی در لندن میافتد. بارانی قرمزرنگ میبارد و خیابانها سرخپوش شدهاند. آدمها ناپدید میشوند و یک نفر مقبرههای گورستان هایگیت را گشوده است ...
در دل طبیعت وحشی روسیه، بیشتر طول سال زمستان است. واسیلیسا و خواهر و برادرهایش عاشق آناند که در آن شبهای طولانی، دور آتش جمع شوند و به داستانهای پرستارشان گوش کنند. واسیا، بیش از هر داستانی، داستان سرماگین را دوست دارد....