سلام! لابد دیگر میدانید که من آگوس پیانولا هستم و با یک عده هیولا زندگی میکنم. ما با هم خیلی خوش میگذرانیم و کلی کتاب میخوانیم و درگیر ماجراهای عجیبی میشویم که فکرش را هم نمیتوانید بکنید. درضمن، با دکتر بروتِ بدذات و دستیار کلهپوکش، نپ، هم میجنگیم!...
تام که به تازگی در بیمارستان قدیمی لردفانت بستری شده است.در شبی تاریک، ناگهان با شنیدن دوازدهمین ضربه ساعت ،متوجه می شود چند نفر از کودکانی که در بخش اطفال هستند،از تخت هایشان بیرون آمده اند و قصد ماجراجویی دارند.