در یک روز گرم تابستانی در شهر کارتاژ در ایالت میسوری، قرار است پنجمین سالگرد ازدواج نیک و ایمی دون جشن گرفته شود. همه مشغول آماده کردن هدایا و تدارکات جشن هستند که همسر باهوش و زیبای نیک، ناپدید می شود.
ترمزدستی و چراغ راهنما اسم دو تا وسیله توی ماشین نیستند، آنها دو تا دوست هستند که قرار است به کمک هم مأموریت بزرگی را انجام بدهند؛ گرفتن ارث و میراث بابابزرگ پولدار از یک بزمجه!