در "داستان جدید" دیدگاهی از جهان هستی مطرح میگردد که به دیدگاه کهن و تمدن یونان باستان نزدیک است. در این داستان، "شگفتی" جایگزین "شک" به عنوان محرک اولیه در پیگیری علوم شده، همچنین علوم زیبایی نه با انگیزه و هدف اصلی تسلط بر طبیعت و کسب قدرت و رفاه، که برای روشنگری و کشف حقایق به کار گرفته میشوند. "هدف" در جهان جای "تصادف" را میگیرد، فکر و اختیار در انسان اصالت و اعتبار دوبارهای یافته و انسان غایت و مرکز جهان آفرینش میشود؛ داستان جدید حکایت از نظم و وحدت در جهان هستی و هدفمند بودن آن دارد.