باکلانوف خود در وصف این رمان چنین نوشت: «زمانی که جنگ آغاز شد من سال آخر دبیرستان بودم. در کلاس ما بیست دانشآموز پسر و بیست دانشآموز دختر درس میخواندند. ما پسرها همگی به جبهه رفتیم و تنها کسی که زنده به خانه برگشت من بودم.... این کتاب را نوشتم تا آنها را زنده نگه دارم. میخواستم مردم کشورم آنها را همچون دوستان، خانواده و برادران خود گرامی بدارند.