در دل تاریکی، جایی میان مرگ و زندگی، گلی میروید از جنس خون و سایه. استخوانهای مان را در خاک نیمهشب دفن کن قصهٔ زنانی است که از عشق میمیرند و با گرسنگی دوباره زاده میشوند. از اسپانیای قرن شانزدهم تا خیابانهای بارانخوردهٔ بوستون امروز، ویکتوریا شوآب جهانی میآفریند که در آن زیبایی و خشونت، آزادی و تباهی، عشق و عطش درهم تنیدهاند. ماریا، دختری سرکش با موهای آتشین، در جستوجوی رهایی از سنت، به بیوهای اسرارآمیز پناه میبرد؛ زنی که وعدهٔ جاودانگی میدهد، اما روح را میستاند. قرنها بعد، آلیس، دختری تنها در جهان مدرن، دوباره در تاریکی به همان گرسنگی می رسد و درمییابد که بهای جاودانگی چیزی بیش از مرگ است. ویکتوریا شوآب، نویسندهٔ پرفروش نیویورکتایمز و خالق رمانهای عمارت گالانت، مجموعۀ سایههای جادو، و تبهکاران از درخشانترین صداهای ادبیات گوتیک و فانتزی معاصر است. او با زبانی شاعرانه و ساختاری درخشان میان اسطوره، هراس و عشق پل میزند و جهانی میسازد که مرز میان انسان و هیولا را به چالش میکشد.