کتاب "بیهوشی"، داستان جذاب پسری است که گذشتهی ناخوشایندی دارد و باید بفهمد چطور میتواند از اول شروع کند. داستانی غیرقابلپیشبینی دربارهی فرصتهای دوبارهای که برایمان پیش میآید و اینکه در نهایت خودمان هستیم که انتخاب میکنیم چه کسی باشیم.
کال کوچک ترین اطلاعی ندارد که قرار است در «آزمون آهنی» با چه چیزی روبرو شود؛ همین قدر میداند که اگر در آزمون پذیرفته شود، در «مجیستریوم» دانش آموز جادوگری خواهد شد.
در کتاب «جنگی که بالاخره نجانم داد» دوباره با آدای یازده ساله همراه میشویم؛ پای او بالاخره درمان شده و میداند آنچه مادرش میگفت حقیقت ندارد؛ او آسیبدیده و ناتوان نیست. اما این را هم میفهمد که دخترِ کسی نیست. پس آدا چه کسی است؟ جنگ جهانی دوم ادامه دارد و آدا و برادرش با سرپرست قانونیشان سوزان در کلبهای با خانم صورت اتویی- خانم تورتون- و دخترش زندگی میکنند...
در پی غرق شدن کشتی الجن و اختلال در نقشه های او برای براندازی کشور تووالو مایکل و الکتروکلن با هواپیما به یک پایگاه مخفی میروند تا برای عملیات بعدی شان آماده شوند.