راستش بدجوری گیر افتادم
مارجری اخم کرد: «تو گیر نیفتادی؟»
گفتنش برای تو راحته تو خونه داری بلدی چطوری از خودت مراقبت کنی «آلیس تو مجبور نیستی طبق قوانین اونا پیش بری مجبور نیستی طبق قوانین هیچ کس پیش بری به جهنم اگه دلت میخواد میتونی همین امروز شال و کلاه کنی و برگردی انگلستان نمی تونم...
میخوام یه چیزی بهت بگم ناگهان بازوی آلیس را محکم گرفت.
همیشه به راهی برای فرار از موقعیت هست شاید زشت باشه شاید حس کنی زمین زیر پات میلرزه و نابود میشه اما هیچ وقت گیر نیفتادی آلیس از من به تو نصیحت همیشه به راهی هست.