اُتولین براون و بهترین دوستش، آقای مانرو، معمولاً از هم جدا نمیشوند... اما آقای مانرو مخفیانه رفته است نروژ تا ترول پشمالوی خیلی پاگندهی دندان کج و معوجی را پیدا کند...
سلام! همانطور که لابد دیگر خودتان میدانید، من آگوس پیانولا هستم و از وقتی با دوستهای جدیدم، یعنی هیولاها، آشنا شدهام، کلی اتفاق باورنکردنی و هیجانانگیز برایمان افتادهاست و خیلی وقتها، حسابی به دردسر افتادهایم...
تیارا مدتی است که مدام کابوس هایی بسیار شبیه به واقعیت می بیند، کابوس هایی که گرما، حرارت، آتش، صدای جیغ و فریاد دختران محبوس در شعله ها، راهرویی باریک و… در همه شان تکرار می شود؛