این اثر گذری از مرزهای بیرون به ژرفای درون است. در این مسیر هر قدم تنها یک مکان نیست بلکه حالتی از بودن را وامی کارد. این کتاب کم حجم احتمالاً در دسترس ترین نقطه ی ورود به آثار بی کران کراسناهورکایی است. میتوان آن را مؤخره ای بر «تانگوی شیطان دانست. تانگوی شیطان پر از شخصیتهای شرور در فضای روستایی تاریک و غم انگیز کمونیستی اواخر قرن بیستم روایت می شود. «کوهی به شمال اما اثری کم جمعیت است که در آرامش صومعه ای در کیوتو روایت می شود. مکانی که به نظر می رسد از آشفتگی زندگی پاک شده است جایی که دیگر پرسشهایی در مورد انسان ها مطرح نمی شود.
دوستی نداشتم .«آدم هایی بودند که از یکدیگر پیشی بگیرند تا به تو نزدیک شوند.» از زندگی و همه بریده ، گریزان از آدم ها ، با دنیا قهر بودم ،با عالم و آدم سرجنگ داشتم .