سلام! من آگوس پیانولا هستم. اگر جلد اول این مجموعه را خوانده باشید، همدیگر را میشناسیم. اگر هم نه، بهتان میگویم: من توی اتاقی پر از هیولا زندگی میکنم...
«داستانی خیرهکننده و شاعرانه که مرزهای خلاقیت و خیالپردازی را برای کودکان جابهجا میکند. آنقدر هیجانانگیز که احتمالاً برای خواندنش یکی دو شب دیر میخوابید.»
ژالهنوش پریکوچولوی سربههوا و بازیگوشی است، اندازهی یک خرگوش. هیچکس از پدر و مادرش خبر ندارد و جیرجیرکی مهربان به اسم جیرجیرانی او را بزرگ کرده است...
ژالهنوش پری کوچولویِ بازیگوش و سربههوا را با یک عقاب سیاه بداخلاق به مدرسهی شبانهروزی هزارپرتقال میفرستند تا باغبانی یاد بگیرد و اخلاقش درست شود؛ مدرسهای عجیب با دیوارهای خیلی بلند و بدونِ در ورودی. اما حتماً اشتباهی پیش آمده است...