هر چند هیچکس طلاق و جدایی را نمیستاید و راه ناگزیری است که حتی در شرایط معقول مدتها زخم تلخ آن برجان می ماند. اما به هر حال بزرگ ترها با یک جوری با لفافه با آن کنار می آیند. در این میان این کودکان اند که از این رخداد ده ها پرسش و جستجو در ذهن و دلشان می چرخد که اگر پاسخهای با معنایی برای آن نیابند، بر خلق و رفتار و تفسیرشان از زندگی اثر نامطلوب میگذارد.فرزندان طلاق و جدایی چگونه می اندیشند؟ چه نیازهایی دارند؟ پدر و مادر چه در ارتباط با خود و چه در ارتباط با فرزندانشان چگونه باید رفتار کنند. تا بیش از پیش پناهگاه امنیت و سلامت بچه ها بر سرشان خراب نشود؟ معلمان و مشاوران به چه نکاتی باید تأکید کنند تا بهداشت روانی این کودکان تأمین شود؟