کتاب ماجرای هیئت مدیرۀ کانون وکلای دادگستری، نوشتۀ دکتر موسی جوان، یک اثر تاریخی تقریبا یا کاملا ناشناخته در ادبیات حقوقی ایران است. از جمع عبارات و توضیحات کتاب چنین به نظر میرسد که ایشان بیش از آنکه به استقلال کانون وکلا و اعضای آن باورمند بوده باشد، بهجد به سرمایهها و اندوختههای وکلای دادگستری و کانون وکلا - همچون آزادی بیان وکیل، آزادی و آزادمنشی او، تعاون در مبّرات و امور خیر، فراگیری علوم جدید و آشنایی با زبانهای خارجی و پرهیز از گرفتاری در سستی، خموشی و محافظهکاری - ایمان داشته و از این آرمان دفاع کرده است. دیدگاههای منحصربهفرد دکتر جوان دربارۀ استقلال کانون وکلای دادگستری و همچنین رویکرد تاریخی و سیاسی ایشان نسبت به تصویب لایحۀ قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری اهمیت این کتاب را دوچندان میکند. در درجۀ نخست اعضای جامعۀ حقوقی ایران، بهویژه وکلا، و در درجات بعدی، کلیۀ محققان و پژوهشگران حوزههای علوم سیاسی، علوم اجتماعی، تاریخ و مدیریت میتوانند در زمرۀ مخاطبان این کتاب باشند.