نظریۀ انتقادی حقوقی، بهعنوان شاخهای از نظریۀ انتقادی، به بررسی نحوۀ تأثیر قوانین و نظام حقوقی بر قدرت و توزیع منابع در جامعه میپردازد. این نظریه تأکید دارد که قوانین و نظام حقوقی بر توزیع ناعادلانه منابع در جامعه اثر میگذارند و نظام حقوقی برای حفظ منافع طبقات بالاتر و ساماندهی و کنترل جامعه به وجود آمده است. در این راستا، این نظریه به بررسی نحوۀ تأثیر قوانین بر توزیع منابع، آزادی و حقوق افراد میپردازد. بر اساس این نظریه، قانون بهمثابه یک دال تهی امروزه فاقد معنا یا دلالتی است، اما همواره در حال بازتولید اعتباری بیپایان است.