یکی از ویژگیهای اندیشهی مدرن طرح این مسئله بود که هرگونه نظریهی مربوط به هستیشناسی خواه ناخواه مسبوق و متکی به نوعی نظریهی معرفتشناختی است، چرا که انسان دنیا را با «عینک» ذهن انسانی خود میبیند.
مارتین هایدگر از مهمترین و اصیل ترین اندیشمندان قرن بیستم است که فراتر از حوزه فلسفه، تأثیر شگرفی بر علوم انسانی، هنر و حتی الهیات داشته است و در عین حال به دلیل رابطه اش با ناسیونال سوسیالیسم در عرصه سیاست نیز بحث انگیز شده است.
کتاب سنت روشنفکری در غرب را دو تن نوشتهاند که یکی از آنان تاریخنویسی روشنفکر است با احاطهی کامل بر ادبیات و فلسفه (برونوفسکی) و دیگری ریاضیدانی علاقهمند به فلسفهی علم و ادبیات (مازلیش).