مؤلـف به تحلیل روحیات و شخصیت نویسنـدگان توجهی خـاص دارد و از همیـن رو است که خواننده در پایان کتاب احسـاس میکند نویسندهی مطرحشده برای او نه فقط یک نام مشهور که شخصیتی آشنا است.
از سوالی شروع میکنید و به سوال های دیگری میرسید. از «خود» شروع می کنید، اما میبینید مسائل متافیزیک و مذهب به ذهن تان راه می یابند. به سراغ علم میروید اما...
در تربیت عهد قدیم، مانند آنچه که افلاطون در کتاب قوانین به روشنی بیان میکند، کودک نه به خاطر خود، بلکه به واسطۀ پیوند تابعیت که او را به شهر متصل میسازد، در نظر گرفته میشود.