داستان "قلب مدفون" که تلفیقیست از علم و افسانه، از آن نوع کتابهایی است که زمان و مکان کاملاً خاص خودشان را دارند و شما را بهسمت خود میکشند. خواندن این کتاب شدیداً به عاشقان دنیاهای اساطیری و جادویی پیشنهاد میشود.
سرش درد میکرد صدایی مغز تریس را میخراشید؛ صدای سایش بدآهنگی همچون خش خش کاغذ انگار یک نفر خنده ای را گرفته به شکل گلوله ی بزرگ در هم پیچیده ای مچاله کرده و توی جمجمه ی او چپانده بود.
فیت و خانوادهاش به جزیرهای دورافتاده نقلمکان ميکنند. کمی بعد پدر فیت در یک حادثهی مشکوک جانش را از دست میدهد. فیت دفتر خاطرات پدر را پیدا میکند و متوجه میشود درختی وجود دارد که در ازای دروغ، حقایق و رازها را فاش ميکند...