شب بیپایان تاملی است درباب نسبتهای نظری و تاریخی میان روانکاوی و سینما و به ارزیابی شباهتها و تفاوتهای «سینمای مبتنی بر نماکاوی» و کردار روانکاوانه میپردازند.
ران رابرتز از اعضای انجمن روانشناسی بریتانیا در این کتاب گزارشی انتقادی از نقش ایدئولوژیک روان شناسی در حمایت از سرمایه داری به دست میدهد و با ارائه مستنداتی از دل روان شناسی به نقد آن پرداخته است.
این کتاب نشان می دهد که ابتذال هایدگر نه از اندیشه هستی ، بلکه از اندیشه ی تاریخ تقدیر یکتا و تمنای پرشور یک «سرآغاز جدید» نشأت می گیرد؛ افتتاح بنیادگذاری و هستن در امر آغازین که همانا وسوسه ی دیرین متافیزیک است.
«درآمدِ پیش رو دربارۀ فلسفه در جهان اسلام، از دیدگاهِ فلسفی هوشمندانه، خواندنی و روشنگر است، گسترۀ وسیعی را پوشش میدهد و برای تازهواردانِ این حوزه سرشار از شگفتیها است.»